أبو علي سينا

20

منطق ( فارسى )

پس حيوان - و گونه - و شمار - و مردم ، اندر جواب چه چيزى « 1 » اين چيزها افتد « 2 » . و بتازى اين « 3 » را جواب ماهو خوانند . و يكى آن بود - كه چون از كدامى هر يكى بپرسى « 4 » اندر خوديش جواب آن بود ؛ چنان كه بپرسى « 5 » - كه مردم كدام « 6 » حيوان است ؟ گويند « 7 » كه ناطق . پس ناطق « 8 » جواب كدامى مردم بود . و بتازى « 9 » جواب اى شيء گويند . و چنان كه بپرسند - كه : « 10 » چهار كدام شمارست ؟ گويند آن كه به دو بار « 11 » نيمه كردن بيكى رسد .

--> ( 1 ) - بى : چه - م - ك ، - چيزى از - ط ، - چه چى - كب ، ( 2 ) - افتند - ه . ( 3 ) - بى : اين - ق . ( 4 ) - هر يك الخ - خ م ، - هر يكى پرسى - د . ( 5 ) - اندر ذات خويش - خ ل ، - ط ، - اندر خود پس ( ط : يش ) الخ - ه ، - اندر ذات خود پس الخ - خ ه - د ، - اندر ذات خوديش الخ كب بى : « اندر خوديش » تا « كه بپرسى » م - ك - ل . ( 6 ) - بى : گويند - ك ، - بى : كه - ه - ط - آ . ( 7 ) - از قول مصنف « يكى ذاتى و دوم عرضى » تا اينجا يك برگ از نسخه ن افتاده است . ( 8 ) - بى : ناطق - آ - ط ، - بى : پس ناطق - م ك - - كب . ( 9 ) - بتازى اين ذاتى را - ن . ( 10 ) - بى : كه - ل - و همچنين زمانى كه پرسى - ن . ( 11 ) - بىآنكه : - آ ، - آنكه به دو پاره - ل ، - آنكه به دو بار پاره - ق ، - آن شمارى كه به دو بار - ن .